اینجا تهرانه.
پایتخت ایران، همونجا که برج میلاد
داره، نمایشگاه بینالمللی داره. رستورانای بالای ۱۰۰ هزار تومن داره.
خیابون فرشته داره. نیاوران داره. کوهاش پیست اسکی داره. ماشینای چندصد
میلیونی داره. و در کنار این همه بالا شهر، مختصری هم پاین شهر داره.
منتظر اینی که بگم پایین شهرش عوض همهٔ این چیزا صفا و صمیمیت و ...؟ نه
حاجی (حاجیه) از این خبرا نیست. اینا مال فیلماست. حتّی مال فیلما هم
نیست. مال کارتون سیندرلاست.
میدون خراسون، خیابون شهید طیب شاهدی،(البته مردم از ترس این که اسم
شهید نبرن میگن بیسیم) کوچهٔ قالیشورا ، پلاک ... . مردمی که شهردار محترم
میتونه عوض یدونه از اون پارکهای مامانی که برای ونکیا درست میکنه محلشون
رو یه کمی شبیه پایتخت کنه، و نمیکنه، غافل از این که مردم اینجا بیشتر برای ریاست
جمهوری رأی میدن.
این همهٔ ماجرا نیست. تهران، پایتخت عشق و هر کوفت و زهرماری که توی
شعرای صدا و سیما میگن زیر پلم داره. خرابههای بین افسریه و شهبازم داره.
خیلی جاها داره که اسم ندارن، ولی ساکن دارن.
به قول شاعر بی تربیت : "اینجا تهرانه ...".
جاهایی داره که در بهترین حالت مرداش از سحر بیدار میشن و راه میافتن سمت
میدون آزادی، دور میدون میشینن و منتظرن یکی بیاد سوارشون کنه برن کارگری تا نیمه شب.
مردمی که نون شب ندارن، ولی از شکم زن و بچهشون میزنن و ماهواره میخرن
که شبا بشینن با زنهای لخت و عور فرنگی حال کنن. البت این مشخصهٔ کل
تهرانه از پایین تا بالا.
اما بگم از متدینین تهران، کولاک، میلیون میلیون خرج مراسم میکنن که یه
مشت از خودشون رو جمع کنن و بهشون بهترین غذای ممکنو بدن و بگن که احسان
کردیم. احسان...